تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - دوچرخه سواري

داخل خانه، 26/05/89، ساعت 11 شب

بالاخره بعد از ۳ جلسه تمرين دوچرخه سواري به همراه بابا، ياد گرفتم بدون استفاده از چرخ‌هاي كمكي دوچرخه سواري كنم.
اول يكي از كمكي‌ها را كمي بالا برديم  و حدود دو ساعت در يكي از كوچه‌هاي خلوت نزديك خونه‌ي خودمون تمرين كرديم، بابا خيلي راضي بود و تشويقم مي‌كرد.
روز دوم كه رفتيم يكي از كمكي‌ها را به صورت كامل باز كرديم و روز سوم هم هر دو كمكي را باز كرديم و  در پیاده روی خیابان ملک که خیلی بزرگ و خلوته بازی کردم. الان هم به صورت كامل مي‌تونم دوچرخه سواري كنم، راستش خيلي حال مي‌ده و با صفاست.
امروز هم به همراه بابا رفتيم يك كلاه ايمني دوچرخه به همراه يك «جك» خریدیم. بعد از باز کردن چرخ‌های کمکی، دوچرخه را به کمک جک نگه مي‌دارم.
کلاه ایمنی که خریدیم خیلی خوشگله، به رنگ صورتي.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 22:44  توسط هيــــــوا  |