
امروز تونستم به كمك مربي، در قسمت عميق استخر شنا كنم. بابا از شنيدن اين خبر
خيلي خوشحال شد و كلي تشويقم كرد. مامان رو هم كه نگو حسابي ذوق كرده بود.
روز
سهشنبه آخرين جلسهي اين ترم است و بايد براي ترم بعد ثبتنام كنم، البته بعد از
ماه رمضان، چون استخر تا اون موقع براي آموزش، ثبتنام نميكنه!!!
ديروز با
سهيل هم در پاركينگ دوچرخه و اسكوتر بازي كرديم، ديشب كه ميخواستم با او بازي
كنم، مامانش گفت خوابه و نشد. يك ساعتي در پاركينگ بازي كرديم، راستش از
دستش خيلي عصباني شدم چون اذيتم كرد، برچسب زيرپايي اسكوتر را هم خراب كرد و
پا روي اون ليز ميخوره.
خيلي نگران ادامهي كلاس موسيقي هستم. بعد از آموزش
«ارف» و «فلوت» حالا نوبت یادگیری ساز اختصاصی
است. انتخاب خودم پیانو است بابا خیلی دوست داره
سنتور یاد بگیرم ولی خودم خیلی دوست ندارم. شنبه مامان سارینا
میگفت که او به آموزشگاه صداوسیما میره و احتمالا من هم همونجا برم.
فقط باید
از کانون پرورش فکری که قبلا میرفتم یک تاییدیه بگیرم و ثبت نام
کنم.
میترسم اگر بین کلاسها فاصله انداخته بشه تنبل بشم یا
نتها، از یادم بره امیدوارم که اینطوری نشه.