بعد از مدتها امروز سری هم به وبلاگ زدم، راستش خیلی درگیر کارهای درس و... هستم، حالا هرکی ندونه فکر میکنه صحبت از دانشگاه و تحقیقات هستهای است.
امروز با بابا رفتیم پیش بچههای سابق روزنامه، همه دور هم جمع شده بودند تا ضمن تجدید دیدار پیشاپیش سال نو را هم تبریک گفته باشند.
روز خوبی بود و من هم کلی نقاشی کشیدم و بازی کردم. امیدوارم بازهم به روزهای خوب برگردیم، هرچه زودتر
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 19:26  توسط هيــــــوا
|