تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - تعطیلات سال نو (1388)
تعطیلات امسال هم به پایان رسید، بر خلاف سال‌های گذشته، همه‌ی تعطیلات را در تهران بودیم و به هیچ مسافرتی نرفتیم، خیلی دوست داشتم که به مسافرت بریم ولی این خواسته‌ی من اجابت نشد.
در اولین روز بعد از تعطیلات به کلاس زبان رفتیم، من فکر می‌کردم به ترم ۷ می‌رم ولی مثل اینکه اشتابه بود و به دوره‌ی P6 رفتم، بعد از چند هفته بقیه‌ی بچه‌های کلاس را هم دیدم، روز خوبی بود.
امروز هم که یک‌شنبه بود و به کلاس فلوت رفتم.
امسال اولین سالی بود که طعم شیرین گرفتن عیدی را حس می‌کردم و خیلی دوست داشتم که عیدی بگیرم، اولین عیدی را دوست بابا و ۲ روز مانده به سال جدید به من داد و خیلی مزه داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 20:57  توسط هيــــــوا  |