امروز آخرین جلسهی
کلاس ارف بود، در این جلسه مامان و بابا هم بودند، هر کدام از بچهها یک آهنگ به
تنهایی زدند و شعر اون رو هم خواندند، در بخشی از این جشن، همه با هم چندتا از
آهنگهایی را که خانم مقدم انتخاب کردهبود، ردیم و خواندیم.
جلسهی خوبی بود و
خیلی هم خوش گذشت، در آخر جلسه آقای بهمنی مدیر آموزشگاه هم برای ما "فلوت"
آورد و به عنوان جایزه به همه داد، البته خانم مقدم گفت که این جایزهها را مامان و
باباها خریدند و آقای پستچی نیاوردهاست.
برای پذیرایی هم به همه ساندیس و کیک
دادند. در طول کلاس و جلسهی امروز مامانها عکس میانداختند و از بچهها
فیلمبرداری هم میکردند، خلاصه همه خوشحال و خندان بودند.
آهنگی که من به تنهایی
زدم آهنگ "دو، دو شب نخوابدیم، ر، روی ماهت دیدم..." بود.
خیلی
خوش گذشت و خوب بود، احساس میکردم وقتی آهنگ میزدم بابا و مامان خیلی خوشحال
بودند و از اینکه میدیدند زحمات آنها بینتیجه نبوده و توانستم کلاس را با
موفقیت بگذرانم خیلی راضی بودند.
قرار شد از یک شنبهی دو هفتهی دیگر کلاس
"فلوت" شروع بشه و دوباره موسیقی را ادامه بدهیم، بعد از گذراندن دورهی فلوت
میتوانیم ساز تخصصی را انتخاب کرده و موسیقی را ادامه بدهیم.