تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - جشن پابان دوره‌ی ارف

آخرین جلسه از کلاس ارفامروز آخرین جلسه‌ی کلاس ارف بود، در این جلسه مامان و بابا هم بودند، هر کدام از بچه‌ها یک آهنگ به تنهایی زدند و شعر اون رو هم خواندند، در بخشی از این جشن، همه با هم چندتا از آهنگ‌هایی را که خانم مقدم انتخاب کرده‌بود، ردیم و خواندیم.
جلسه‌ی خوبی بود و خیلی هم خوش گذشت، در آخر جلسه آقای بهمنی مدیر آموزشگاه هم برای ما "فلوت" آورد و به عنوان جایزه به همه داد، البته خانم مقدم گفت که این جایزه‌ها را مامان و باباها خریدند و آقای پستچی نیاورده‌است.
برای پذیرایی هم به همه ساندیس و کیک دادند. در طول کلاس و جلسه‌ی امروز مامان‌ها عکس می‌انداختند و از بچه‌ها فیلمبرداری هم می‌کردند، خلاصه همه خوشحال و خندان بودند.
آهنگی که من به تنهایی زدم آهنگ "دو، دو شب نخوابدیم، ر، روی ماهت دیدم..." بود.
خیلی خوش گذشت و خوب بود، احساس می‌کردم وقتی آهنگ می‌زدم بابا و مامان خیلی خوشحال بودند و از این‌که می‌دیدند زحمات آن‌ها بی‌نتیجه نبوده و توانستم کلاس را با موفقیت بگذرانم خیلی راضی بودند.
قرار شد از یک شنبه‌ی دو هفته‌ی دیگر کلاس "فلوت" شروع بشه و دوباره موسیقی را ادامه بدهیم، بعد از گذراندن دوره‌ی فلوت می‌توانیم ساز تخصصی را انتخاب کرده و موسیقی را ادامه بدهیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 20:56  توسط هيــــــوا  |