تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - شب یلدا

ما نگوييم بد و ميل به ناحق نکنيم

ما نگوييم بد و ميل به ناحق نکنيم
جامه کس سيه و دلق خود ازرق نکنيم

عيب درويش و توانگر به کم و بيش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنيم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنيم
سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنيم

شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد
التفاتش به می صاف مروق نکنيم

خوش برانيم جهان در نظر راهروان
فکر اسب سيه و زين مغرق نکنيم

آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند
تکيه آن به که بر اين بحر معلق نکنيم

گر بدی گفت حسودی و رفيقی رنجيد
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنيم

حافظ ار خصم خطا گفت نگيريم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنيم

شب يلدا همه به خونه‌ي خاله زهرا(خاله‌ي مامان) رفتيم. خيلي خوش گذشت بعد از شام، به رسم مراسم شب يلدا تصميم گرفتيم كه با خواندن حافظ جاني به اين مجلس بدهيم، اولين شعر را بابا خواند كه به نظرم خيلي جالب اومد و اول همين مطلب، براي اين‌كه شما هم بخوانيد آوردم، البته مامان براي ديگران فال مي‌گرفت و شعري مي‌خواند.
بابا گفت من چون اين شعر را دوست دارم بدون گرفتن فال كه دسترسي اتفاقي به يك شعر است،آن را مي‌خوانم، به نظر من هم اين قطعه خيلي زيبا و پر معناست.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 21:15  توسط هيــــــوا  |