سهشنبه شب هفته گذشته که شب عید
غدیر هم بود اولین برف امسال در تهران به زمین نشست، حدود ساعت ۷ عصر بود که به
یکباره برف شدید شد و حسابی روی زمین نشست، اولین باری بود که وجود برف و برف بازی
را میفهمیدم، راستش از برفبازی و یا علاقه به این اتفاق طبیعی تا حالا چیزی متوجه
نشده بودم و این اولین باری بود که آن را حس میکردم و دوست داشتم هر لحظه برف
بیشتری بیاد و حسابی زمین و ماشینهای تو خیابون سفیدپوش بشن.
هر وقت هم که
میدیدم بارش برف متوقف یا کم شده، کمی ناراحت میشدم. دوست داشتم ساعتهای زیادی
را به برفبازی صرف کرده و آدم برفیهای زیادی درست کنم.
به همراه بابا بیشتر از
یک ساعت را در خیابان برف بازی کردیم و به من خیلی چسبید.