چند روزی است که روی بدنم جوشهای کوچکی زده، شبیه به اینکه پشه زده باشه، خلاصه دیروز رفتیم دکتر و آقای دکتر گفتند که موجودی شبیه به پشه گزیده است.
مقداری دارو داد و برگشتیم، امروز هم کلاس زبان و اُرف داشتم، به هر دو کلاس رسیدیم، درس امروز کلاس موسیقی در ادامه نتخوانی، مربوط میشد به علایمی که باعث میشه در هرجایی که هستیم برای تکرار نتهای قبلی به مکانهای علایم مربوطه برگردیم، نمیدونم درست توضیح دادم یا نه، ولی خودم متوجه منظور شدم.
دیروز هم تمام وقت خونهی مامان جون بودم و وقتی بابا شب اومد دنبالم خیلی خوشحال شدم و حسابی بوسش کردم، راستش خیلی دلم براش تنگ شدهبود، خیلی دوست دارم که این رابطه همینطوری باقی بمونه و همیشه همدیگر رو دوست داشته باشیم، مثل همین دوران قشنگه کودکی.