تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - بازیگری
امروز از صبح با بابا مشغول کار بودیم، به دفتر یکی از دوست‌های بابا هم رفتیم، بابا می‌گفت که اون نویسنده‌ی یعضی از سریال‌ها و فیلم‌های سینماییه، راستش من که خیلی سر در نیاوردم.
وقتی اون‌جا بودیم، به من گفت می‌خواهی تو یکی از فیلم‌هایی که داره ساخته می‌شه بازی کنی؟
من هم چون خیلی خجالت می‌کشیدم گفتم نه!
خلاصه اون‌جا کلی از فیلم‌های کارتونی و سینمایی صحبت کردیم، خیلی خوش گذشت.
بعد از اون‌جا هم رفتیم پارک لاله، اون پارک ۲ تا زمین بازی برای بچه‌ها داره، من به این زمین تاحالا نرفته بودم، اونجا با یکی از دخترهایی که اومده بود دوست شدم و بازی کردیم.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 21:3  توسط هيــــــوا  |