تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - تعطيلات نيمه‌ي شعبان

در حال باد زدن آتش

محمد مهدي در حال كشيدن قليان در خوانسار

چند روز تعطيلات آخر هفته‌ي پيش را رفته بوديم اصفهان، درست مثل سال گذشته كه در همين موقع به آن‌جا رفته بوديم، البته با اين تفاوت كه دفعه‌ي قبل بيشتر آثار تاريخي و باستاني اصفهان را هم بازديد كرديم، اون دفعه با عمو حسين اينا رفته بوديم.
اين‌بار گلپايگان و خوانسار هم رفتيم، جاي شما خالي خيلي خوب بود، پيشنهاد مي‌كنم حتما شما هم يك سري به خوانسار بزنيد، باور كردني نيست در دل گرماي كوير حدود ۸۰ كيلومتر به‌طرف عرب مي‌ري و به يكباره به جايي سرسبز و خنك برخورد مي‌كني، عسل آن‌جا هم مثل اينكه خيلي معروفه.
امسال به دليل بارش كم، مقدار زيادي از آب رودخانه‌ي اون‌جا كم شده‌بود و مردم هم خيلي ناراحت بودند، به نسبت سال گذشته هم كه رفته بوديم كاملا اين وضعيت مشخص بود.
سه چرخه ی خودم رو هم برده بودیم تا با محمد مهدی(پسرخاله) بازی کنیمُ از بد شانسی پایه‌ي اون خراب شد و روياهاي بازي با چرخ به نااميدي تبديل شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 19:6  توسط هيــــــوا  |