تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - كارتون خيلي دوست دارم

اينها گوشه‌اي از اين دعواهاست، بماند كه دلايل بهداشتي و علمي هم چاشني اون ميشه و بهانه‌هايي از اين دست كه بشين عقب، چشمات درد مي‌گيره و يا صداش رو كم كن هم به اون‌ها اضافه ميشه.

البته اين حرف‌ها، اول دعواست يعني به خوبي مي‌دونم كه اين حرف‌ها كه شروع شد، يواش يواش به خاموش كردن تلويزيون و يا تغيير كانال منجر خواهد شد. به اصطلاح خودشون آروم آروم ميان جلو كه من ضربه‌ي روحي نخورم!.

نميدونم والا، به كي بگم، بابا من هم دوست دارم كارتون نگاه كنم، مگه خودتون يادتون رفته چقدر از دست بابا و مامانتون براي همين موضوع كتك خوردين، حالا خودتون فكر مي‌كنيد متجدد شدين و لطف مي‌فرماييد ما رو كتك نمي‌زنيد، البته اين هم حدي داره و خدا نكنه كه از سر كار عصباني برگشته باشيد.
شايد به‌قول بابام قديم‌ها بهتر بود كه ويدئو و ماهواره و سي‌دي كه نبوده تلويزيون سياه و سفيد هم كه فقط از ساعت ۵ تا ۶ برنامه داشته، ولي فكر كنم اون موقع‌ها هم پدر مادرها از اين مدل بهانه‌ها داشتن.

خدا سايشون رو از سر ما كم نكنه. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 19:43  توسط هيــــــوا  |