تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - مادرم، روزت مبارك
فردا روز مادره و ما هنوز هيچ چيزي براي مامان نخريديم، بايد فردا صبح بريم هفت تير و يك چيزي براي اون بگيريم.
امروز جلسه‌ي دوم دوره‌ي جديد كلاس زبان، فونيكس 3، بود. ولي براي من اولين جلسه حساب مي‌شد، راستش جلسه‌ي اول نرفته بودم.
مربي اين ترم هم مثل ترم‌هاي قبلي خيلي مهربون ودوست داشتنيه. جلسه‌ي قبلي درس جديد داده نشده‌بود و تمام وقت كلاس به دوره‌ي مطالب قبلي گذشته بوده، تازه كتاب هم اين جلسه دادند در كجموع براي من خيلي بد نشد. امروز حرف "گ" با نام "جي" را ياد گرفتم، خيلي خوب بود، از كلاس كه اومدم از خوشحالي بلافاصله رفتم سراغ درس و مشغول نوشتن آن‌ها شدم، اين چند روزي كه بين دو ترم فاصله مي‌افته خيلي سخته و آدم كلافه مي‌شه، خوشحالم از اين‌كه تونستم به كلاس بالاتر برم، خدايا شكرت.
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:42  توسط هيــــــوا  |