هميشه دوست داشتم يك چوپ جادويي
داشتهباشم تا با حركت دادن اون و خوندن شعر "بيبيدي بابيديبو" مثل فرشتهي
مهربون سيندرلا يك گوجهفرنگي را تبديل به يك كالسكه كنم.
امروز صبح بعد از حفظ
كردن شعر "ميهن من ايران"، البته با كمي گير، بابا برام يك لپلپ خريد، توي اون غير
از شكلات يك چوب جادويي و يك لاكپشت سبز رنگ بود كه با حركت دادن چوب،
لاكپشت هم حركت ميكرد، بابا ميگفت آهنربايي كه داخل اونهاست باعث اين حركت
ميشه، خلاصه فكر كردم كه اون چوب جادويي را بهدست آوردم.
متاسفانه وقتي
رفتيم خونهي بيبي اينا، لاكپشت اون را گم كردم و بابا قول داد كه يك آهنربا
برام بياره تا مثل اون باشه.
امروز خيلي خوشحال شدهبودم، چون فكر ميكردم چوب
جادويي در دست منه ولي نميدونم كه چرا مثل چوب جادويي فرشتهي مهربون نيست؟!