اگه تو نميآي من برم، گفتم بابا وايستا فيلم تموم شه بريم، خلاصه جاتون خالي به همين وضعيت صبحانه رو هم خورديم و رفتيم، كار بانكي انجام شد و رفتيم خونهي فريبا اينا، باباي فريبا دوست باباي منه، يك ساعتي اونجا بوديم، فريبا هم دوتا سيدي داد تا من نگاه كنم، «عصر يخبندان» و «فرار مرغي» البته عصر يخبندان را قبلا ديده بودم، هميشه هم موقع ديدن اين كارتون، خيلي دلم براي اون حيوونه كه به دنبال بلوطه ميسوزه، خلاصه هر دو سيدي را گرفتيم و رفتيم خونهي بيبي اينا، آخه خيلي وقت بود كه اونجا نرفتهبوديم، مثل هميشه بيبي تا من رو ديد گفت: «الهي من قربونش برم...»، البته اين عبارت رو به شيوهي مخصوص خودش ميگه كه هميشه با بابا كلي ميخنديم و عشق ميكنيم، به تازهگي هم يادگرفتم پلاك ماشينها رو با كمك بابا ميخونم و تابلوهاي راهنمايي رو با هم تمرين ميكنيم.
يادم اومد كه جلسهي قبلي كلاس موسيقي قرار شد تا شعر «ساعت» را حفظ كنم، حالا آخر مطلبم اون رو براي شما هم ميخونم، خيلي آهنگهاي قشنگي توي كتاب و سيدي تمرين موسيقي منه، نميدونم اجازه دارم كه اونها رو توي سايت بذارم يا نه؟ آخه بابا ميگه شايد اينكار درست نباشه و صاحبش ناراحت بشه، البته آهنگ اون رو ميگم، اون گفته اگر بشه از صاحبش اجازه بگيره، اين كار رو ميكنيم، به نظرم بچههاي هم سن و سال من هم خيلي خوششون بياد.
بابا كولر خونهي بيبي اينا رو راه انداخت و چون خيلي عرق كردهبود گفت بهتره باهم دوش بگيريم كه حالمون سر جاش بياد، همين كارم كرديم، بعد از دوش من رفتم پيش سميه، محمد و سيدي عصر يخبندان را با هم نگاه كرديم، سميه ما رو به بستني دعوت كرد، بستني رو خورديم و برگشتيم خونه، مامان داشت تلفني قرار مسافرت را هماهنگ ميكرد، اگر جور بشه شايد اين چند روز تعطيلي رو به مسافرت بريم، اگر رفتيم جاي همتون رو خالي ميكنم، اي كاش ميشد همهي دوستها باهم بريم مسافرت.
به بابا گفتم توي مسافرت چطوري مطالبم رو روي سايت بذارم، بابا ميگه روي كاغذ بنويس، وقتي برگشتيم به سايت اضافه ميكنيم، آخه ما كامپيوتر كيفي نداريم! دعا ميكنم كه بابا يك روزي با يك كامپيوتر كيفي كه مال خودشه به خونه بياد، بابا هر وقت يه چيزي ميخواد به من ميگه هيوا تو دعا كن تا اون چيزو بخريم، آخه دعاي تو زودتر مستجاب ميشه.
دينگ دينگ دنگ دنگ دينگ دينگ دنگ
ساعت هي ميزنه زنگ (2)
آفتاب دراومد پاشو خورشيد ميگه بيدار شو
دينگ دينگ دنگ دنگ دينگ دينگ دنگ
ساعت هي ميزنه زنگ (2)
آفتاب دراومد پاشو خورشيد ميگه بيدار شو