تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - پارك توانير (دوستان)

هيوا

من، مهاسا، ترگل و عسل دوستان جديدي كه توي پارك با اون‌ها آشنا شدم

هيوا

هيوا

امروز عصر با بابا رفتيم پارك توانير(دوستان)، اين دومين باري بود كه به اين پارك مي‌رفتيم ولي اين‌بار خيلي بيشتر به من خوش گذشت چون با لوازم ورزشي كه در پارك نصب شده‌بود هم بازي كردم.
در پارك با سه‌تا دوست جديد هم آشنا شدم: ترگل، مهاسا و عسل، با هم كلي بازي كرديم و بعد هم رفتيم سر كار بابا.
دخترهاي خوبي بودن، مثل خودم. سرسره‌ي پيچ‌پيچي، اله‌كلنگ، چرخونك و مسابقه‌ي دو داديم. با هم به زمين ورزشي هم رفته و با لوازم آن‌جا هم بازي كرديم، چندين‌بار به بابا گفتم: خيلي حال داد، بازهم بياييم اينجا، بابا گفت باشه. پارك اينجا از پارك خيابان بهار خيلي بزرگتر، شلوغ‌تر و بهتره وسايل بازي بيشتري هم داره. ۳ تا تاپ، ۵ تا سرسره كه يكي از اون‌ها هم پيچ‌پيچيه، چرخونك و ۴تا هم اله‌كلنگ داره، جاي همتون خالي خيلي كيف داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 20:4  توسط هيــــــوا  |