
از حدود دو سال پيش علاقهي شديدي به گروه مستان و خوانندهي آن "هماي" پيدا كردم. آلبوم ملاقات با دوزخيان اين گروه هم مدت زيادي تنها سيدي دستگاه پخش بود و روزها آن را ميديدم.
يكشنبهي هفتهي پيش بابا وقتي آمد خانه گفت: روز چهارشنبه، هماي براي انجام گفتوگو قراره بياد "قانون" خيلي خوشحال شدم و البته بابا هم چون ميدونست كه به اين خواننده علاقه دارم گفت كه ميتونم با اون برم و هماي را از نزديك ببينم.
البته اولش باورم نشد چون فكر نميكردم كه او در ايران باشه.
قرار بود چهارشنبه به همراه بابا بريم تا ظهر كه وقت گفتوگو بود من هم اونجا باشم. وقتي از خواب بيدار شدم ديدم بابا نيست و من تنها هستم. با چشمهاي گريان به بابا زنگ زدم و گفتم چرا من را با خودت نبردي؟ او هم گفت كه قرار گفتوگو به ۵ شنبه منتقل شدهاست.
خوشحال شدم ۵ شنبه به همراه بابا رفتيم قانون و ساعت ۲، هماي به قانون آمد و من هم كه اونجا بودم موفق شدم تا از نزديك او را ببينم.
همونطور كه فكر ميكردم خيلي دوست داشتني و مهربان بود. با من هم خيلي خوش و بش كرد. از علاقهي زيادي كه به او دارم تمام گفتوگو را ضبط كردم و چند تا عكس هم با او گرفتم. البته بعضي از عكسها را هم آقاي فراهي، عكاس قانون گرفت و چندتا هم بابا.
روز خوبي بود و هر كسي را هم ميديدم، موضوع ديدار ۵شنبه را با ذوق و شوق زيادي تعريف ميكردم.

