تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - خريد لباس‌هاي جديد

يك‌شنبه 26 دي‌ماه 89، پشت‌بام خونه، در حال برف‌بازي

ديروز و امروز مامان خيلي زحمت كشيد و با هم براي خريد لباس رفتيم. پالتو، بوت، كلاه، جوراب، زير پيراهن و خلاصه حسابي برام سنگ تموم گذاشت.
با اينكه من هميشه موقع خريد خيلي (نشنيده بكيريد، اذيت مي‌كنم) ولي اين چهارشنبه و پنج‌شنبه خيلي خوب بود، و كلي از خريد و لباس‌هاي نو خوشحال شدم.
اميدوارم همه‌ي بچه‌ها، مخصوصا در سن و سال من لباس‌هاي خوب داشته باشند و كسي به‌ويژه در اين موقع از سال حداقل از داشتن لباس گرم محروم نباشه.
خدايا همه‌ي آدم‌ها را خوشحال كن و نا اميدشون نكن، ناامیدی بدترین اتفاقی است که ممکنه کسی دچار اون بشه. مي‌دونم كه اوضاع سخت و غم‌باري داريم ولي با اميد به آينده‌اي روشن گذران عمر مي‌كنيم. از همه مهم‌تر اینکه امروز ریاضی، بدون غلط، عالی شدم و به همين خاطر، یک برگه‌ي ۱۰۰ امتیازی گرفتم، از جمع اين امتيازها مي‌توانيم از فروشگاه مدرسه هر چيزي كه خواستيم برداريم، البته هركدام از جنس‌ها امتياز مخصوص به خود را دارد. مي‌خواهم اين‌بار با جمع‌كردن ۱۵۰۰ امتياز يك راكت تنيس بردارم، البته تا حالا ۱۱۰۰ امتياز جمع كردم و فقط ۴۰۰ امتياز ديگه لازمه تا به راكت تنيس دست پيدا كنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 19:38  توسط هيــــــوا  |