تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - واي بالاخره برف اومد و مدرسه‌ها هم تعطيل شد

يك‌شنبه، 26/دي‌ماه/1389 ساعت 20:30، تمام شدن ساخت آدم برفي در حياط منزل
يك‌شنبه، 26/دي‌ماه/1389 ساعت 20:30، تمام شدن ساخت آدم برفي در حياط منزل

بالاخره امروز در روزهاي آخر دي‌ماه كه مي‌شه اولين ماه زمستون، تهران هم برفي شد. آنقدر همه‌جا قشنگ شده، كه بيا و ببين. از همه خوشحال‌كننده‌تر و بهتر كه خيلي مزه داد، اين بود كه صبح با كلي ترس و لرز از اينكه ساعت از ۷ گذشته و حول و حوش ۸:۳۰ شده مامان رو بيدار كردم كه گفت: بگير بخواب امروز تعطيله! وااااي چقدر حال داد. مامان گفت برف آنقدر باريده كه ديشب اعلام كردند مدارس تعطيله. آخ جون، فيلتيله امروز تعطيله.
حالا بابا هم قول داده تا بريم پشت‌بام يا توي حياط، حسابي برف‌بازي كنيم و يه‌دل سير از اين برف لذت ببريم. من هم  كم‌حوصله و كم‌تحمل، هي دارم به بابا اصرار مي‌كنم كه زودتر بريم ديگه.
راستي امروز كلاس كانون زبان هم دارم. تو دلم يواشكي دعا مي‌كنم اونم تعطيل شه تا لذت بردن از اين تعطيلي كامل بشه.
دوستاي خوبم، آرزو مي‌كنم به همه‌تون تو اين روز و هواي قشنگ برفي و زمستوني، بالاخره بعد از اون‌همه آلودگي هوا، از آلودگي هوا كم شده و حسابي خوش بگذره.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 11:59  توسط هيــــــوا  |