تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی - شروع ترم جديد كلاس زبان

به همراه موژان، جشن تولد 6 سالگي با بچه‌هاي سابق كلاس زبان

امروز سه‌شنبه ۳۰ آذر ۸۹، شب يلدا، اولين جلسه‌ي ترم جديد كلاس زبان شروع شد. از اينكه به ترم بالاتر رفتم خوشحالم. تا يادم نرفته بگم، معلم اين ترم خانم قيطاسي است.
كلاس جديد به همراه درس‌هاي تازه.
دیشب باب یکی دیگه از دندان‌های شیري من را كشيد. بابا نقش دندان پزشك تجربي را هم بازي مي‌كنه، آخه همه‌ي دندان‌هاي قبلي من را هم بابا كشيده. براي اين‌كار ترفندي داره، بعد از اينكه دندان شل شد، نخي مي‌بنده و در يك چشم بر هم زدن كه حواس من را به چيزي ديگر گرم كرده، دندان را مي‌كشه. دندان اصلي من ريشه زده بود و مي‌ترسيدم كه كج دربياد به همين خاطر براي اولين‌بار خودم  خيلي پافشاري كردم كه بابا دندون را بكشه. اتفاقا اين‌بار هم بابا خيلي دلش نمي‌اومد كه اين‌كار را بكنه و نيم ساعتي من را با نخي در دهان به حال خودم گذاشت و وقتي گفتم آماده‌ام، اومد و كار را تمام كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 16:27  توسط هيــــــوا  |