تبليغاتX
روزنوشت دوران كودكي هيوا ابراهیمی
سه هفته‌ي گذشته را با نگاه كردن فيلم و سريال تا دير وقت سپري كردم. در امتحان پايان ترم زبان هم قبول شده و به ترم بالاتر مي‌روم. ترم جديد از چهارشنبه ششم مهرماه شروع خواهد شد.
بعد از قبول شدن در امتحان نهايي ترم و به خاطر نمره‌ي خوبي كه گرفتم، مي‌خواستم يك حيوان اهلي داشته باشم. انتخاب اول من داشتن يك سگ بود. بعد از توضيح‌هاي بابا به داشتن خرگوش و بعد از اون همستر رضايت دادم.
روز جمعه به همراه آسيه و بابا به مولوي رفتيم تا حيواني را بخريم.  اما خبري از حيوان و حيوان فروش نبود. گويا زماني قبل‌تر، بساط حيوان فروشي از اون محل جمع شده‌بود. در راه بازگشت به خانه در ميدان رازي(گمرك) فروشگاه ايران پرنده را ديدم و حدود يك ساعت را در آن به ديدن پرندگان، سگ، خرگوش و ديگر حيوان‌هاي موجود گذرانديم. سگي پا كوتاه، پشمالو و قهوه‌اي رنگ در ميان فروشگاه داخل قفسي خوابيده بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 22:34  توسط هيــــــوا  |