بالاخره
روزنامه حیات نو هم توقیف شد، ظاهرا نوشتن از هر کسی که نباید از او نوشت ممکن است
باعث تعطیلی بشه، بقیه دلایلی هم که ذکر میشه همونطور که مشخصه بهانههایی است
برای موجه جلوه دادن این عمل.
البته خیلی پیشتر از این بابا در انتظار این
تعطیلی بود و به قول خودش با تاخیر هم روبرو شدهبود.
نوشتن از آقای موسوی و
نوشتن از هر چیزی که عدهای قلیل علاقهای به آن ندارند تاوان سنگینی دارد که در
حال پرداختن آن هستیم.
بابا خیلی تعجب نکردهبود و تغییر زیادی هم در او ایجاد
نشد، گویا از روزی که به روزنامهی خرداد با مدیر مسولی آقای عبدالله نوری رفته بود
با این وضعیت روبرو شده و شاید اولین باری بود که روزنامهای که او در آن کار
میکرد پس از گذشت ۸ سال به تعطیلی گرفتار شده و در تمام مدت از سال ۷۷، عمر
روزنامههای اطلاحطلب بیش از یکسال پدیدهای کمیاب به شمار میرود.
اما فشار،
دروغ و خفقان عاملی برای پیروزی پدیدآورندگان این وضعیت نخواهد شد.